العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

286

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

متوجه باش اذيت و آزار كردن آنها بزرگتر است و يا آزار دادن به فرشتگان كه حافظ اعمال شما مىباشند و يا اينكه ما را اذيت كنيد ، آن مرد گفت : يا ابن رسول اللَّه البته اين بزرگتر است ، امام فرمود : پس در اين صورت من و آنها را آزار داده‌اى و صدقه‌ات را باطل كرده‌اى ، گفت : چگونه ؛ فرمود : هم اين گونه كه گفتيد چگونه صدقه و انفاق من باطل مىگردد در حالى كه من از شيعيان خالص شما هستم ، بعد فرمود : متوجه باش آيا مىدانى شيعيان خالص ما چه كسانى هستند ، گفت نمىدانم ، فرمود : آنها عبارتند از جبرئيل ، مؤمن آل فرعون و صاحب يس . صاحب يس همان است كه خداوند فرمودند : وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى ، و همچنين سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار هستند كه از شيعيان بشمار مىروند ، تو خود را به اين گروه پيوسته‌اى ، آيا تو با اين ادعاء فرشتگان و ما را آزار نداده‌اى آن مرد گفت : استغفار مىكنم بفرمائيد چگونه بگويم . امام فرمودند : بگو من از مواليان و دوستان شما هستم و با دشمنان شما دشمن مىباشم ، و با دوستانت هم دوستى مىكنم و از گفتارى كه مورد انكار شما قرار گرفت توبه مىكنم ، كارى كه مورد انكار شما و فرشتگان قرار گيرد مورد انكار خداوند هم هست ، امام فرمود : اكنون پاداش صدقات به شما برگردد . على بن سيار گويد : شبى در غرفه حسن بن على عليهما السّلام در سامراء بوديم ، و اين هنگامى بود كه سلطان زمان و اطرافيان او از آن جناب تعظيم و تكريم مىكردند ، در اين جا والى شهر كه بر هر دو پل ولايت داشت وارد شد و مردى را كه دست بسته بودند همراهش بود . حسن بن على سلام اللَّه عليهما از روزنه بيرون را نگاه مىكرد ، هنگامى كه چشم والى بر آن جناب افتاد از مركب پائين شد و گفت يا ابن رسول اللَّه اين مرد را امشب كنار دكان يك صرافى مشاهده كرديم و او متهم است كه مىخواسته دكان را سوراخ كند و اشياء آن را سرقت نمايد . من او را دستگير كردم و مىخواستم پانصد ضربه شلاق به او بزنم ، ما هر كس